تبليغاتX
تلنگر

 

 

امان از راه بی عابر    امان از نخل افتاده

 

 

 

یکی از مکانهای زیبا ودیدنی رامسرکازینو، یا بلوار معلم فعلی، می باشد.

بلواری که به دلیل داشتن طبیعتی منحصر به فرد آن را به یکی از زیباترین بلوارهای کشور تبدیل کرده است. ابتدا خیابانی با عرض 6 متر بوده ولی در زمان پهلوی دوم 2 خیابان دیگر در دو طرف آن به طول1750 متر احداث شد.
 

از دلایلی که باعث زیبایی آن شده وجود نخل های برافراشته در دو طرف بلوار می باشد.اما متاسفانه هیچ حفاظتی از این نخل ها تا کنون مشاهده نشده جز با کاشتن درخت سرو میان آنها، که معلوم نیست سازمان میراث  فرهنگی استان با چه نظر کارشناسی  دست به این عمل زده است. این عمل علاوه بر اینکه از نظر تاریخی به چشم انداز بلوار لطمه می زند ، از طرفی باعث آسیب رساندن به ریشه های نخل ها توسط ریشه ی سرو ها ،که در فاصله کمی از هم کاشته شده اند ،می شود.

از اینرو مقدمات از بین رفتن آنها بیشتر از حفاظت آنها مهیا است. به جای این کار می توانستیم با کاشتن نخل های جدید جایگزین نخل های کهن شوند .نخل های بلند قامتی که به عنوان نماد بلوار به حساب می رود شاید شاهد به زمین افتادن آنها دیر یا زود خواهیم بود. اما همین حالا هم میتوانیم جلوی این اتفاق را بگیریم .می توان با حفاظت کردن آنها توسط کابل هایی که به زمین متصل باشد تا آنها را در مقابل بادهای سهمگین مصون نگه داریم.

البته قبل از این باید منتظر بنشینیم تا یک مسئولی پیدا شود تا اینکه به این چیزها هم فکر بکند ،شاید تا آن موقع سروهای بلند قامتی به جای این نخل ها داشته باشیم.

 

 

 

نوشته شده توسط تلنگر رامسری در سه شنبه ششم فروردین 1387 ساعت 14:0 | لینک ثابت |

 

 

ایام عید فرا رسید و سیل خروشان گردشگران وایرانگردان به سوی رامسر روانه گردید. در یکی از اتفاقات نادر در رامسر شاهد توفانی بصورت باد بودیم. باد چند دقیقه ای باعث رعب و وحشت زیادی برای مسافران به همراه داشت. با شروع باد به تبع آن دریا بصورت موج های بلند درآمد. کشتی تفریحی رامسر1 طبق معمول در حال خدمات به هموطنان بود که توفان شروع شد، و کشتی تفریحی مملو از جمعیت را در بر گرفت شنیده ها حاکی از آن است که کشتی در قسمت ساحل توسکا به گل نشسته و خوشبختانه آسیبی به کسی نرسیده است. اما نکته جالب اینجاست که شاهدان واقعه بیان می کنند که ناخدا کشتی به محض مواجهه با توفان خود را به دریا انداخته و کشتی پراز مسافر را بدون ناخدا می گذارد تا اینکه یک ملوان دیگر راهی کشتی می شود تا اینکه کشتی به گل می نشیند. حالا سوال اینجاست که در صورت حقیقت داشتن ماجرا  شرکت مذبور چطور جوابگوی عواقب آن می بود!! 

 

نوشته شده توسط تلنگر رامسری در دوشنبه پنجم فروردین 1387 ساعت 1:31 | لینک ثابت |

 

بعد از 3 دوره ناکامی بالاخره ابوالفتح نیکنام راهی صندلی ،این دفعه سبز، مجلس شد.

و اما شما مردم، شما که برای پیشی گرفتن در بحث های سیاسی از یکدیگر حتی برای کشورهای دیگر سیاست می چینید ، شمایی که خود را از روشنفکرترین ملت جهان می دانید، شمایی که در پی حق خود هستید، شمایی که در همه جا سهیم هستید، شمایی که خوب می فهمید و شمایی که...  .

تا حالا با خود فکر کردیم که:

چرا نوبت به ما می رسد" تعصب" جایش را به "تعقل وتفکر" می دهد ؟؟

چرا فکر می کنیم رای ما تاثیری در انتخابی که همه میکنند ، ندارد؟؟

چرا فکر می کنیم کسی که با خرج بسیارمی کند، می تواند نماینده ی خوبی برای ما باشد؟

چرا سقف افکارمان را بالا نمی بریم؟

چرا  به این اندازه قانع هستیم؟؟؟؟

چرا عقلمان در چشممان است؟؟

چرا چرا؟؟؟؟

بیایید فکر کنیم

بیایید به صداهای جدید گوش کنیم

بیایید انقلابی دردرون خود بکنیم

بیایید معادلاتی که ،جواب ندارد،  را بهم بزنیم

بیایید از نو توابع صعودی بسازیم

بیایید امیدوار باشیم افراد نواندیش هنوز زنده اند

اما حرف آخرم اینکه آهای مردم ،کاری نکنیم که فردا افسوس امروز را بخوریم، حتی امروز هم دیر است.

طوری رفتار نکنیم که جوان امروز از پا پیش نهادن بترسد، اگر جوان امروز خطا کند فردا خطا نمی کند واین است رمز پیشرفت.

 

یاد این شعر می افتم:

با تو آسان می شود از دست سیاهی ها گریخت

رو به سوی ظلمت شب های بی فردا گریخت

با تو ای مردم      ای والاکلام

گر نباشی در میان باید که ازدنیا گریخت

 

 

 

 

 

نوشته شده توسط تلنگر رامسری در شنبه سوم فروردین 1387 ساعت 16:31 | لینک ثابت |

تلنگر میزند بر شیشه ها سرپنجه ی باران

 

                                                                         نسیم سرد می خندد به غوغای خیابان ها

نوشته شده توسط تلنگر رامسری در دوشنبه بیست و هفتم اسفند 1386 ساعت 20:32 | لینک ثابت |
 
business article